الشيخ الصدوق ( مترجم : گيلاني )

49

الخصال ( فارسي )

بود كه گبران جانور سر بريده نمىخوردند و آن را مردار مىكردند و مىخوردند . بر اين قاعده گاو و گوسفند را خبه مىكردند ، و چون مىمرد مىخوردند . ( متردية ) و گاهى جانور را چشم بسته از پشت بام مىافكندند چون مىمرد آن را مىخوردند ( نطيحه ) و گاهى ميشها را شاخ به شاخ به يك ديگر مىافكندند و چون يكى از اين دو مىمرد آن را مىخوردند . * ( ( وَما أَكَلَ السَّبُعُ ) ) * و آنچه را گرگ و شير مىكشت آن را مىخوردند ، خدا آن را حرام گردانيد . ( * ( وَما ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ ) * ) و آنچه براى آتشكده‌ها قربانى مىكردند مىخوردند . قريش نيز درخت و سنگ را مىپرستيدند و براى آنها قربانى مىكردند و مىخوردند . ( * ( وَأَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالأَزْلامِ ذلِكُمْ فِسْقٌ ) * ) امام گفت : قريش اشتر نحر شده را پاره مىكردند و بر سر آن جمع مىشدند و با تير قرعه مىكشيدند و آن را به دست كسانى مىدادند ، تيرهاى قمار زده بود . هفت از آنها رسد داشت و سه رسد نداشت نام آن هفت كه رسد داشت : فذ ، توأم ، مسيل ، نافس ، حليس ، رقيب ، معلى بود . فذ يك بخش مىبرد ، توأم دو بخش ، مسيل ، سه بخش ، نافس چهار بخش ، حلسين پنج بخش ، رقيب شش بخش ، معلى هفت بخش . اين هفت اسم بر تيرهايى اطلاق مىشد كه دنبالهء آنها پر نداشت . و آن سه كه رسد نداشت : شميح ، منيح ، وغد نام داشت . و اينها تيرهايى بود كه دنبال آنها پر داشت : قيمت اشتر كشته به گردن كسانى بود كه تير بىسهم به آنها بر مىخورد و اين در واقع قمار بود از اين جهت خدا آن را حرام ساخت . ترجمهء ( 866 ) آنچه بر هر مسلمانىست كه هر روز پيش از بر آمدن آفتاب و فرو شدن آن ده بار بگويد - اسماعيل پور فضل گفته : از امام صادق تفسير اين آيهء قرآن را پرسيدم كه گفته : « ستايش كن پروردگار خود را پيش از بر آمدن آفتاب و فرو شدن آن » . گفت : بر هر مسلمانى مستحب است كه پيش از بر آمدن آفتاب و فرو شدن آن ده بار بگويد : « لا إله الا الله وحده لا شريك له ، له الملك و له الحمد يحيى و يميت و هو حى لا يموت بيده الخير و هو على كل شىء قدير » . گفتم : اين چگونه است : لا إله الا الله وحده لا شريك له ، له الملك و له الحمد يحيى و يميت و يميت و يحيى . گفت : خدا بر هر چيزى تواناست . ليك آنچه را گفتم بگوى .